مدیریت سرمایه،ریسک،سود و ضرر در بازار فارکس
مديريت سرمايه،ريسک،سود و ضرر در بازار فارکس
از آنجا که دانستن صرف جهت چارت و پيگيري اخبار و نيز جهت حرکت قيمت،ممکن است به تنهايي
نتواند پوزيشنهاي شما را به سود برساند،و شما در عين دانستن اين موضوعات ،گهگاه دچار ضرر و زيانهاي احتمالي شويد،در اين قسمت،نکاتي هر چند اندک،اما مفيد در اين زمينه ،ارائه خواهد شد.
1-مديريت سرمايه و ريسک (money and risk management)
به عبارت ساده،به معناي آن است که در برابر دريافت چه ميزاني از سود،ميتوانيم و اجازه داريم که چه ميزاني از سرمايه خود را به خطر انداخته و هزينه کنيم.
يا ، در برابر دريافت احتمال چه ميزاني از سود،ميتوانيم و اجازه داريم که با چه ميزاني از احتمال ضرر ،وارد معامله شويم.
در ابتداي جواب به همين سوال و متعاقب آن ،ارتباط نزديک بين ريسک و سرمايه بميان ميايد.
بعبارت ديگر،بدون اينکه نخواهيم ،ميزاني از سرمايه موجود خود را براي ورود به بازار،تعيين کنيم،ميتوان گفت که نميتوانيم جوابي براي
سوال فوق ،ارائه دهيم.
از اينجهت،در يک تقسيم بندي ،اگر ميزان ريسک را از صفر تا 100 در نظر بگيريم،متناسب با آن نيز ،سود نيز گسترش خواهد يافت.
اگرچه اعداد و ارقام و نيز نمودارهايي در مورد حد و حدود اين محدوده،رسم شده است.
اما بصورت کاربردي در بازار فارکس،ميبايستي قبل از هر چيز بدانيد که چه ارتباطي بين ميزان سرمايه موجود شما،و ميزان لاتي که
ميخواهيد وارد بازار کنيد و نيز ارتباط آن با اندازه take profit شما و نيز ميزان stop loss شما ،قابل توجه خواهد بود.
قبل از هر چيزي به اين موضوع مهم توجه کنيد که: شما فقط به اندازه قسمتي از آنچه در جيب داريد،مجاز به معامله هستيد نه بيش از آن.
اين نکته را يادآور شويم که به هيچ وجه تصور نکنيد بازار فارکس ،بازاري غير از بازارهاي ديگر است.
البته تفاوت فاحش آن ،سرعت تغييرات قيمت وامکان سود و زيان در کوتاهترين زمان ممکن است.
اتفاقا بهمين دليل ،ميزان حساسيت شما،نسبت به بکارگيري مديريت سرمايه و ريسک ،نسبت به بقيه بازارها ،نه تنها نبايستي کمتر نباشد ،بلکه چند برابر ساير بازارها ،ميبايستي باشد.
از اينرو گمان ميکنيم که شما توجه به اين موضوع پر اهميت را حتما مد نظر قرار خواهيد داد.
اما با چه ميزان از موجودي خود ،در پوزيشن و معامله خود ،وارد بازار شويم؟
بر خلاف تصور شما،اين موضوع ،به آنچه که شما در ذهن داريد،ابدا مرتبط نيست!.بعضي گمان دارند که ميزان لاتي که ميبايستي براي هر پوزيشن تعيين کنند ، مرتبط خواهد بود با ميزان درصد احتمال موفقيت در پوزيشني که ميگيرند.اين موضوع به ظاهر ساده،ممکن است باعث خطاي شما در ارتباط با رعايت قوانين درست گرفتن پوزيشن توسط شما شود. و شما را مجبور به استفاده از ميزان زيادي از موجودي خود،براي معاملاتتان نمايد.
اگر چه اين احتمال وجود دارد که اگر نظر شما درست بوده باشد،احتمال کسب سود شما نيز ،زياد خواهد بود،اما فارغ از اين موضوع،
اگر بخواهيم وضعيت درست گرفتن پوزيشن را مد نظر قرار دهيم،اين موضوع ميبايستي فارغ از وضعيت احتمالي آنچيزي باشد که ممکن است در آينده اتفاق بيفتد.
ابتدا ميبايستي توجه کنيد که شما در مقابل چه چيزي قرار داريد.و توانايي شما در مقابل آنچه که در مقابل شماست به چه ميزان است.
زيرا طبيعي خواهد بود که سرمايه هاي کوچکتر ،توانايي تحمل نوسانات کمتري را دارند.و بهمين دليل ،احتمال خارج شدن از بازار ،و در ضرر رفتن پوزيشن نيز بيشتر خواهد بود.
همچنين طبيعي خواهد بود که سرمايه هاي بزرگتر ،توانايي تحمل نوسانات بيشتري را دارند.و بهمين دليل ،احتمال خارج شدن از بازار ،و در ضرر رفتن پوزيشن نيز کمتر خواهد بود.
اما اين موضوع ،،بخودي خود و بتنهايي ،بدين معنا نيست که فکر کنيم ، سرمايه هاي بزرگتر ،امکان سود بيشتر را دارند. اگر مديريت سرمايه و ريسک ، رعايت نشود،هيچ تفاوتي بين آندو حساب ،نخواهد بود.
در يک نگاه پر ريسک ،شما تنها ميتوانيد ،ماکزيمم تا 5% از سرمايه خود را براي هر پوزيشني در نظر بگيريد.
اين بدين معناست که اگر 1000 دلار داريد،ماکزيمم پولي را که براي همه معاملاتتان در نظر ميگيريد ،نبايستي بيش از 50 دلار باشد.
اين موضوع ،بدين معناست که ( فارغ از اسپردهاي پرداختي شما و نيز استاپ لاس هايي که احيانا با قيمت ،تماس پيدا ميکنند،) ،موجودي شما،تحمل حدود 20 پوزيشن اشتباه و بصورت متوالي را از جانب شما دارد.
حالا با يک فرض نادرست،تصور کنيد که ميخواهيد با 50% موجودي خود ،معامله نماييد.(چيزي که به هيچ وجه و ابدا ،توصيه نميکنيم)
در اين حالت ،تنها کافي است که شما،دو پوزيشن اشتباه و متوالي را بگيريد،که در اين حالت و تنها با همين دو پوزيشن،کل موجودي شما از بين خواهد رفت.
و اما در يک نگاه کم ريسک و متعادل ،اين محدوده بين 1 الي 3% سرمايه ،ميتواند در نوسان باشد.
اين بدين معناست که اگر 1000 دلار داريد،ماکزيمم پولي را که براي همه معاملاتتان در نظر ميگيريد ،نبايستي بيش از 10 الي 30 دلار باشد.
اين موضوع ،بدين معناست که ( فارغ از اسپردهاي پرداختي شما و نيز استاپ لاس هايي که احيانا با قيمت ،تماس پيدا ميکنند،) ،موجودي شما،تحمل حدود بين 100(براي 10) الي 33(براي 30) پوزيشن اشتباه و بصورت متوالي را از جانب شما دارد.
بگذاريد مثالي در اين ارتباط ،داشته باشيم:
شخص A = با موجودي 1000 دلار
شخص B = با موجودي 50/000 دلار
شخص A ،با موجودي 1000 دلار . پوزيشنهايي که ميگيرد بدين شکل است: با 0.1 لات و ميزان ماکزيمم 10 دلار براي پوزيشن.
شخص B ،با موجودي 50000 دلار . پوزيشنهايي که ميگيرد بدين شکل است: با 5 لات و ميزان ماکزيمم 500 دلار براي پوزيشن.
در چنين حالتي ،هر دو،به شکل ايمن و با کمترين ريسک وارد بازار شده اند.(هر دو با 1% موجودي وارد بازار شده اند)
اما حالت دوم را در نظر بگيريد.
شخص A ،با موجودي 1000 دلار . پوزيشنهايي که ميگيرد بدين شکل است: با 0.1 لات و ميزان ماکزيمم 10 دلار براي پوزيشن.
شخص B ،با موجودي 50000 دلار . پوزيشنهايي که ميگيرد بدين شکل است: با 10 لات و ميزان ماکزيمم 1500 دلار براي پوزيشن.
توجه نماييد که در چنين حالتي ،شخصي که 50000 دلار داشته است با ميزان ريسک بالاتري (هرچند هنوز به نسبت در محدوده کم)
نسبت به شخصي که تنها 1000 دلار داشته است ،وارد بازار شده است.و احتمال موفقيت شخص اول با 1000 دلار ،بيش از شخص دوم با 50000 دلار خواهد بود.(در طولاني مدت).
اين مثال ،ميتواند به ما نشان دهد که رعايت مديريت سرمايه ،فارغ از هر گونه موضوع ديگري بخودي خود ،احتمال سودآور بودن کل موجودي را در طولاني مدت ،بشدت افزايش ميدهد.
2-مديريت سود و ضرر (profit and loss management)
بحث مديريت سود و ضرر ،جداي از بحث مديريت سرمايه و ريسک نيست.
بطور مقدماتي ،گفته ميشود که ميزان take profit ميبايستي حداقل دو برابر آن مقداري باشد که در محدوده stop loss قرار داده ميشود.و گفته شده است که اين مقدار ،حتي با در نظر گرفتن شانس و اقبال ،ميتواند باعث به سود نشستن ،بسياري از پوزيشنها شود. اين موضوع ،اگرچه تا حدودي ميتواند درست تلقي شود اما ميباستي به زمان اجراي چنين دستوري نيز توجه داشت.بعبارت ديگر اگر در زمانهاي نادرستي وارد پوزيشن شويد، اين امکان وجود دارد که مقدار زيادي از استاپ لاس هاي شما ،
با قيمت برخورد کنند.اگرچه قرار بر اين است که بدون در نظر گرفتن اين موضوعات ،اين بحث را انجام دهيم ،اما چه بهتر که زمان درستي را نيز انتخاب کرده باشيم.
اما قبل از آن، اين نکته بسيار مهم را مد نظر قرار دهيد که اگر از سرمايه کمي برخوردار هستيد ،ناچارا ميبايستي به تايم فريم هاي کوچکتر نگاه داشته باشيد و معاملات خود را بر آن اساس تنظيم نماييد. و اگر از سرمايه بالاتري برخوردار هستيد ،از تايم فريم هاي بالاتر استفاده کنيد.
البته اين بدين معنا نيست که تحليل هاي خود را از تايم فريم هاي بالاتر به تايم فريم هاي کوچکتر انتقال دهيد.بلکه منظور اينست که
عمدتا ،تمرکز خود را ميبايستي بر روي تايم هاي کوچکتر قرار دهيد.
اين موضوع، بسيار مهم است.زيرا در نظر داشته باشيد که سرمايه هاي کوچک ،تاب و توان زيانهاي کوچک را دارند و نيز سرمايه هاي بزرگ ،تاب و نحمل زيانهاي بزرگ را دارند.
اصلاح شده اين جملات بدين شکل خواهد بود:
سرمايه هاي کوچک ، تاب و تحمل حرکتهاي منفي کوچک بازار را دارند و
سرمايه هاي بزرگ ، تاب و تحمل حرکتهاي منفي بزرگ بازار را نيز دارند.
بهمين دليل وقتي از سرمايه کمي برخوردار هستيد ،هنگام کشيدن کانال ها و رسم خطوط trend line ها ، توصيه ميشود تايم فريم هاي کوچک را انتخاب کنيد تا متناسب با جيب و موجودي حساب خود، معامله و نيز تحليل کرده باشيد.
اين موضوع را بصورت طبيعي نيز ميتوانيد شاهد باشيد.
حرکت با خودرويي بمانند پرايد ،که سبک تر است ، به نسبت حرکت خودرويي بمانند يک کاميون ،سريعتر خواهد بود و البته امکان کنترل آن ،بهتر و سريعتر خواهد بود نسبت به يک کاميون. همچنين در صورتي که سرعت پرايد ،افزايش پيدا کند،امکان کنترل (کنترل ضرر و حرکت منفي بازار ) آن نيز راحت تر از کنترل کاميون در سرعت بالا خواهد بود .
در همين جا که صحبت از مقايسه خودروهاي مختلف با انواع پوزيشن شد ،بد نيست موضوع ديگري را که اتفاقا کاملا قابل قياس ميباشد را بيان کنيم.
و آن اينکه عده بسيار زيادي از معامله گران ، به محض اينکه يک يا چند استاپ لاس از پوزيشنهاي آنان با قيمت برخورد کرد، بلافاصله
گمان ميکنند که کل استراتژي آنها اشتباه بوده و مجددا بدنبال استراتژي و روش ديگري ميگردند.(اين بحث در اينجا ،صرفا فارغ از مباحث فاندامنتال دنبال ميشود).و يا اينکه اينگونه پوزيشنهاي اشتباه و يا برخورد کرده با قيمت را به کل شخصيت خود تعميم داده و
خود را شکست خورده و يا هنوز ناکامل و ناموفق در اينکار ميپندارند.
در صورتيکه ما اعتقاد داريم که گرفتن پوزيشنها در هر نوبت و انتظار براي کسب سود نبايستي صرفا به يک پوزيشن ،محدود شود.بعبارت ديگر ميبايستي فرض را بر اين بگيريد که شما هم اکنون سوار يک خودرو هستيد و مثلا هم اکنون در ميدان ونک هستيد و قصد داريد که سوار بر اين خودرو ،تا ميدان تجريش برويد.
در فاصله بين ميدان ونک تا ميدان تجريش ،ممکن است شما ،بارها و بارها، از ترمز خودرو خود(استاپ لاس) استفاده کنيد.
اما مهم اينست که مقصد و هدفي را براي خود تعريف و تعيين کرده ايد.مهم نيست چند بار ، استاپ لاس شما خواهد خورد،بلکه مهم اينست که روند حرکتي در طولاني مدت مثبت باشد.همچنانکه بارها و بارها ترمز ميگيريد و مجددا حرکت ميکنيد اما در نهايت به مقصد خود خواهيد رسيد.
صحبت ما در مورد مديريت سرمايه ،همينجا معنا پيدا ميکند.بدين مفهوم که ، اگر براي موجودي خود،تعريفي قائل باشيد و در هر بار گرفتن پوزيشن،مقدار محدودي از آن را وارد بازار نماييد،و حتي اگر بارها و بارها ،استاپ لاس شما ،خورده شود ، درست بمانند گرفتن ترمز در يک مسير از پيش تعريف شده خواهيد بود و اين امکان را براي معاملات خود در طولاني مدت فراهم کرده ايد که حتي اگر تعداد زيادي از پوزيشنهاي شما بطور مرتب و يا متناوب ، با استاپ لاس برخورد کنند ،باز امکان سودآوري کلي و جمعي همه معاملات شما، دور از ذهن و دور از دسترس نخواهد بود و ميتوان اميدوار بود که تعداد بيشتري از آنها به سود بنشينند.(بدون احتساب هر گونه تحليل و ....).
توجه نماييد که تمام اين بحث هاي ما،فارغ از هرگونه تحليل، کنکاش، و پيگيري دنبال ميشود و طبيعي است که در صورتيکه موارد گفته شده نيز به پوزيشنهاي شما اضافه شود،امکان سودآوري انها نيز بسيار بيشتر خواهد شد.
تشابهات گرفتن پوزيشن در بازار فارکس ،با رانندگي ،به همينجا ختم نخواهد شد.
بعنوان مثال،در زمانيکه شما در ترافيک قرار داريد،امکان گرفتن ترمز نيز ،چند برابر حالت عادي خواهد بود.بهمين شکل ، زمانيکه شما در بازار range و نوساني و غير ترند قرار داريد نيز ، امکان برخورد قيمت،با استاپ لاسهاي شما نيز افزايش پيدا خواهد کرد.
بنابر اين، اين مقدمات بظاهر ساده و در عين حال مهم را مد نظر قرار دهيد و در ملاحظات خود بگنجانيد.
ÈÇÒÔÊ