فاندامنتال-جلسه اول
تحليل فاندامنتال
يکي از مباحث بسيار مهم در تعيين نرخ ارزها و انواع سيمبولها ،انتشار شاخصهاي اقتصادي و اخبار روزانه است.تاثيرات اعلام اينگونه شاخصها بر روي اين تغييرات، ،هر معامله گري را مصمم ميکند تا هر چه بيشتر در اين زمينه اطلاعات کاملتري
کسب نمايد.عده اي از معامله گران بعد از گذشت سالها ،همچنان در وجود اين تاثيرات و اعمال آن بر روي قيمتها ،دچار شک و ترديد هستند.و عده اي هنوز اين سوال را مطرح ميکنند که بين تحليل فاندامنتال و تکنيکال ،کداميک را مناسب تريد ميدانيد؟
اينگونه پرسشي ،بمانند اين است که بپرسيم: از بين آفتاب و لامپ روشنايي ،کداميک را انتخاب ميکنيد؟
واضح است که با وجود آفتاب فاندامنتال ،نيازي به لامپ تکنيکال نداريم.لامپ را صرفا در زمان تاريکي و زماني که آفتاب فاندامنتال رو به ابهام و تاريکي ميگرايد ،استفاده خواهيم کرد.اصولا يکي از دلايل ايجاد ابزار تکنيکال نيز همين بوده است.در ابتدا معامله گران بزرگ در بازار سهام تا زمانيکه اخبار خوب و روشني بدستشان ميرسيد ،ميتوانستند معامله گران خوبي باشند اما بعضي از اوقات ،حتي تا ماهها، امکان دريافت خبر روشني به دست معامله گران در دسترس نبود.
بهمين جهت ،معامله گران ،که هم اينک ،مجبور بودند خود ،دست بکار شوند، کار تحقيقي را آغاز کردند و شروع به ابداع روشهايي براي شناخت هرچه بيشتر سهام ها و در نتيجه ساخت انواعي از اينديکتورها شدند.
بنظر ميرسد معامله گراني که تمايل بيشتري به ابزار تکنيکال دارند از حوصله کمتري براي دنبال کردن اخبار و اعلام شاخصهاي اقتصادي ،برخوردارند.همچنين بر اين اعتقادند که شايد راه آسان تر و سريعتري را برگزيده اند.
اما اينکه آيا چنين ديدگاهي درست است يا خير، نياز به مطرح کردن همان پرسش ابتدايي ،خواهد بود ، و اينکه :
از بين آفتاب و لامپ روشنايي ،کداميک را انتخاب ميکنيد؟
جواب به اين پرسش ،نشان ميدهد که ميزان شناخت شما از هر دو مقوله ،چه ميزان بوده و چگونه معامله گري خواهيد بود.

مباحث اوليه
انتخاب اينكه چه سهام هاي را بخريم و چه وقت آنها را بخريم، شامل استراتژيهاي زير است:
يكي از اين استراتژيها را بعنوان تحليل فاندامنتال ميشناسند. معامله گراني كه از اين متدلوژي استفاده ميكنند بروي سهام تأكيد ندارند بلكه بروي شرکت پشت اين سهام ها تأكيد دارند. آنها تخمين ميزنند كه آيا سهام اين شرکت، كم ارزش گذاري شده اند، زياد ارزش گذاري شدهاند يا در بازار مناسب با ارزش مناسب عرضه ميشوند. با نگاهي به جنبههاي اساسي ارزش كمپاني، اينها تعيين ميشوند. كه گاهي به آن به ارزش ذاتي كمپاني اشاره ميشود.
چندين مرحله براي تخمين ارزش ذاتي كمپاني وجود دارد. تجار با آناليز سلامت اقتصادي حاضر و آينده كمپاني شروع ميكنند. سلامت اقتصادي در مقابل تغييرات پيش بيني شده كوتاه و بلند مدت نرخ بهره ارزيابي ميشود. معامله گران هم چنين نياز دارند تا بخشي از كمپاني را كه قسمتي از آنند را نيز بررسي كنند. در زمان آزمايش يك بخش، معامله گران بايد زمان سررسيد بخش را ببينند يعني آيا اين تجارتي و يا صنعت ، جديد است يا آيا گذشته اجرايي دارد؟ ارزيابي بعدي تخمين اينستكه چه بخش از چرخه فعال است بعبارت ديگر چه مدت سودآور/زيان آور بوده است؟ احتمالا اينکه بخشي از آن صنعت براي مدت طولاني سودآور بوده،معامله گر را به اين نتيجه ميرساند که اين بخش نميتواند در آينده نزديک بتواند با خطر نزول قيمت مواجه شود.
آخرين بخش آناليز، امتحان افراد شرکت براي عواملي است كه به آن حواشي رقابتي ميدهد. توانايي كنترل هزينه ها، پخش خوب سيستم توليدات، خبره در استفاده از تكنولوژي، مديريت با تجربه و توانايي پيش بيني درآمد صحيح ، همه دلالت بر اين است كه كمپاني ارزش ذاتي بالايي دارد و سهام هاي آن ارزش خريداري دارند. يك معامله گر كه از روش آناليز فاندامنتال استفاده ميكند، آنرا به عنوان بخشي از يك استراتژي بزرگتر براي سرمايه گذاري در يک سهم بصورت بلند مدت بكار ميبرد و معمولاً به آن بعنوان خريد و نگهدراي اشاره ميشود.

شروط اساسي
معامله گران فارکس (forex) به زبان خودشان صحبت ميكنند. براي اينکه بتوانيد معامله گر فعالي باشيد، شما به فهم اينكه برخي از شروط اساسي چه هستند، نياز داريد.
«قيمت درخواستي»(ASK PRICE) قيمتي است كه فروشنده مايل است براي واحد پوليشان دريافت كند.
«قيمت پيشنهادي»(BID PRICE) قيمتي است كه خريدار تمايل به پرداخت آن دارد. تفاوت بين مقداري كه خريدار پيشنهاد ميكند و آنچه فروشنده انتظار دارد، بعنوان کارمزد (spread) معروف است.
حركت هاي کوچک در بازار ارز معمولاً در مقادير كوچك است. اين بعلت انستكه حركت با «قيمت پايه» اندازه گيري ميشود. يك قيمت پايه يا مبنا، يك صدم درصد است (%1 0.0 ) و استفاده ميشود چون به معامله گران در اين تغييرات كوچك كمك ميكند اين به معامله گران اخطار اوليه در مورد تغييراتي كه ميتواند به برگشت قيمت منجر شود را ميدهد.
چون معامله گران ، ترقيهاي كوچك در حرکات را دنبال ميکنند، در اغلب موارد شما از آنها ميشنويد كه به يك “pip” اشاره ميكنند. Pip مخفف price interest point است. اين كوچكترين حرکت در بازار ارز است كه ميتواند انجام شود. pip ها ، اغلب مساوي بازار ارز با ticks در بازار سهام است.
در ذهن داشته باشيد كه ارز معمولاً جفتي معامله ميشود. يك ارز در جفت، خريد ميشود و فروخته ميشود. اين “quote” نام دارد. اولين ارز در جفت بعنوان «ارز پايه» شناخته ميشود و دومين ارز در جفت به عنوان ارز counter يا گاهي «ارز quote» شناخته ميشود.ارز پايه هميشه بعنوان ارز قابل معامله شناخته ميشود. وقتي ارز counter ، quote است که با دلار آمريكا قياس ميشود،اين ،به «نرخ مستقيم»(direct rate) معروف است. اگر با ارزي غير از دلار آمريكا مقايسه شود، بعنوان ارز cross شناخته ميشود.

عوامل مؤثر بر دلار آمريكا
بانك فدرال رزرو(federal reserve bank)
بانك مركزي آمريكا انحصار سياستگذاري پولي كشور را دارد. شاخصهاي عمده سياستهاي آن عبارتند از نظارت بر عملكرد بازار آزاد، نرخ تنزيل و نرخ وجوه بانك فدرال.
كميته بازار آزاد فدرال (FOMC) مسئول تصميم گيري در مورد سياست پولي، شامل اعلام نرخ قطعي بهره است كه هشت بار در سال صورت ميگيرد.
نرخ وجوه بانك فدرال:
مهمترين نرخهاي بهره در آمريكاست كه مؤسسات سپرده سرمايه گذاري براي وامهاي بسيار كوتاه مدّت در نظر ميگيرند. بانك فدرال هنگامي كه در نظر داشته باشد مؤلفههاي پولي واضح را براي شفافيت بازار ارائه نمايد اين نرخ را اعلام ميكند و اين اعلام،تأثير عمدهاي روي سهام، اوراق قرضه و بازارهاي ارزي ميگذارد.
نرخ تنزيل: اين در واقع نرخ بهرهاي است كه طبق آن بانك فدرال اقدام به اعلام هزينه مينمايد تا بازار را سيّال نمايد. تغييرات در اين نرخ، مؤلفههاي سياست بازار را آشكار ميكند.
اوراق قرضة 30 ساله خزانه داري: سطحي از شاخصهاي سرمايه گذاري ، اوراق قرضه بطور طبيعي از تغيير جريان سرمايه محدود شده تاثير ميگيرد كه با توجه به مؤلفه هايي از قبيل آشفتگي سياسي و مالي در ايجاد بازارها بوده و در نتيجه به دلار كمك مينمايد.اين احتمالا مهمترين شاخص براي پيش بيني بازار در مورد تصميم گري مجدد براي توجه به نرخ تورم جديد ميباشد.
اوراق 10 ساله خزانه داري : بازارهاي مبادله ارز معمولاً به يكي از اوراق 10 ساله بانك ارجاع مينمايند در شرايطي كه بازده آنرا با اوراق قرضه بازارهاي جهاني مقايسه ميكنند. يك سيستم بازده آمريكائي دلار را بر ساير ارزها برتري ميدهد.
خزانه داري: خرانه داري مسئول صدور اوراق دولتي و همچنين تصميم گيري در مورد بودجه ميباشد.
خزانه داري كنترلي بر سياست پولي ندارد، ليكن هر اطلاعيهاي در خصوص دلار داراي تأثير عمده بر سيستم ارز ميباشد.
دادههاي اقتصادي از قبيل:
- 1- گزارش نيروي كار
- Labor report
- 2- شاخص قيمت مصرف كننده
- Consumer price index (CPI)
- 3- شاخص قيمت توليد كننده
- Producer price index (PPI)
- 4- توليد ناخالص ملي
- Gross domestic product (GDP)
- 5- تجارت بين المللي
- International trade
- 6- انجمن ملي مديران خريد
- National Association of Purchasing Managers(NAPM)
- 7- شروع خانه سازي
- Housing starts and housing permits
- 8- توليد صنعتي
- Industrial production
- 9- اعتماد مصرف كننده
- Consumer confidence
بازار سهام: سه شاخص مهم سهام عبارتند از: شاخص صنعتي داو جونز، شاخص 500 S&P و شاخص مجمع ملي معاملات اوراق بهادار (nasdaq)كه مورد اوّلي با نفوذترين عامل بر دلار ميباشد.
سه عامل مهم مؤثر بر شاخصها عبارتند از: درآمد شركتها (پيش بيني شده و واقعي)، انتظارات نرخ بهره و ملاحظات جهاني.
تأثير نرخ متقاطع: ارزش دلار در مقابل يك ارز ديگر گاهي متأثر از ارز ديگري است كه حتي درگير با دلار نيست.

تأثير اخبار و اعلام شاخصهاي اقتصادي روي بازار
شاخص قيمت مصرف کننده(CPI)
Consumer price index
اين سطح ميانگين قيمتها بروي سبد اجناس بازار ثابت است و سرويسهايي مانند خريد توسط مشتري به استثناي غذا و انرژي است. اين گزارش ماهانه بطور وسيعي بعنوان شاخصه تورم دنبال ميشود. مشكل تورم بلند مدت تر ، ضرورتاً اعتماد کمتر به ارز و تضعيف اقتصاد را بدنبال دارد.
سفارش کالاهاي با دو ام
Durable goods orders
اينها سفارشات جديد به کارخانه داران داخلي است که قرار دادهاي منعقد شده براي حاضر ونيز آينده ميباشد. اين شاخص ميتواند نگاه خلاصه ومفيد به وضعيت فعلي کارخانجات و صنايع باشد. افزايش تقاضا بطور نرمال با فعاليت اقتصادي قويتر ديگر بخش ها مشاركت ميكند و ميتواند هدايت کند که نرخ بهره ،حداقل بصورت کوتاه مدت ،بالاتر برود ، چيزي که اغلب براي ارز مفيد است،
توليد ناجالص ملي (GDP)
Gross domestic product
اين گزارش که معمولا هر سه ماه يکبار اعلام ميشود، وسيله اندازه گيري براي فعاليتهاي جمعي اقتصادي است. GDP، كل ارزش توليد يک كشور را نشان ميدهد و از خريد کالاهاي توليد شده داخلي و سرويسهاي آنها و افراد و تجارتها و ساير كشورها و دولت تشكيل شده است. رشد GDP معمولاً بعنوان كليد شاخص قدرت فعاليت اقتصادي است. GDP بالا با استثنائات نرخ بهره بالاتر، كه اغلب براي ارز مثبت است، مگر اينكه افزايش نرخ تورم و فشار آن باعث کاهش اعتماد عمومي شود.
اعلام شروع خانه سازي
Housing starts
اين شاخص ، تعداد واحدهاي مسکوني است كه در آنها ميزان ساختمان سازي در هر ماه شروع شده است. و به منظور ارزيابي و تعهدات سازندگان ساختمان ،براي عمليات جديد ساختمان سازي ادامه پيدا کرده است.
فعاليت بزرگ ساختمان سازي عموماً با ازدياد فعاليتهاي اقتصادي مرنبط است و ميتواند حاکي از نرخ بهره کوتاه مدت بيشتر در اقتصاد باشد.
اعلام ليست حقوق بگيران جديد/ استخدام
Payroll/employment
تعداد افراد حقوق بگير ي است که در بخشهاي تجاري غير کشاورزي جديدا استخدام ميشوند و بعنوان بخشي از دولت محسوب ميشوند. تغيير ماهانه در ليست تعداد مشاغل جديد ايجاد شده يا تعداد افرادي که شغلشان را از دست داده اند را ، در طول ماه منعکس ميکند.تغييرات در اين شاخص اقتصادي مهماند زيرا ميتوانندباعث بالا رفتن نرخ بهره شوند مگر اينكه فشار تورمي، اعتماد بلند مدت را كم كند.
شاخص قيمت توليد کننده (PPI)
Producer price index
اين شاخص،يك گزارش ماهانة ميانگين قيمت، روي سبد كالاي ثابت به اسثناي غذا و انرژي است، كه در بازار اوليه توسط توليد کنندگان دريافت ميشود. ديده شده است كه اين شاخص ميتواند بعنوان شاخص تورم کالا تلقي شود. افزايش PPI معمولاً به تورم بيشتر در افزايش قيمت مصرف کنندگان منجر ميشود و در ضمن زمينه را براي افزايش نرخ بهره كوتاه مدت بيشتر ميکند، كه تأثير مثبت بروي ارز دارد، و فشار تورمي زيادي بر مصرف كننده دارد.
خرده فروشي
Retail sales
اعداد اين شاخص، جمع رسيدهاي گرد آوري شده خرده در طول زمان ماهانه به استثناي فروش خودكار است. تغييرات در درصد ماهانهاعلام اين نرخ ، تغيير فروش را منعكس ميكند و ميتواند دليلي بر هزينه مصرف کنندگان باشد. خرده فروشي اغلب با اقتصاد قويتري متصل است و ميتواندحاکي از تاثيرات تورم باشد. افزايش ميزان خرده فروشي معمولا ، نشان از اقتصاد قوي دارد و نيز اميد به
نرخ بهره بيشتر.
تراز تجاري
Trade balance
اين تفاوت بين واردات و صادرات اجناس و سرويسهاست و علامت بزرگي براي روشهاي تبادل خارجي است. اين شاخصههاي مهم در سرتاسر فعاليت اقتصادي در اقتصاداند. يك كشور با بالانس كمبود تجاري قابل توجه يك ارز ضعيف بعلت فروش تجاري قابل توجه ارزي است. اگر چه، اين ميتواند توسط جريانات سرمايه مالي قابل توجه براي دورة بلند مدت جبران شود.
ÈÇÒÔÊ